تبليغاتX
رسالت جهانی حضرت مهدی
به مناسبت نیمه شعبان با بخشی از کتاب چه باید کرد از دکتر علی شریعتی وبلاگ رو آپ میکنیم:
انتظار، فلسفه انتظار، یعنی فلسفه‌ای که روشنفکر اندیشمند عدالت‌خواه را، در هر شرایطی که هست، به بدبینی و به یاس فلسفی و تاریخی دچار نخواهد کرد. هیچ قومی و هیچ فرقه‌ای و مذهبی مانند شیعه نیست، که چهارده قرن، سیزده قرن، بجنگد، همه‌ی رهبران‌اش نابود بشوند، همه مسموم بشوند، همه زندانی بشوند، همه کشته بشوند، همه‌ی... نهضت‌ها شکست بخورد، و هیچ‌وقت هم دچار یاس هم نشده باشد! چرا و چه عاملی علی‌رغم این مدت طولانی شکست و سختی و دشواری، این عقیده را هم‌چنان نیرومند و هم‌چنان معتقد و هم‌چنان خوشبین نگه داشته! اعتقاد به جبر تاریخ، بر اساس فلسفه‌ی انتظار!

آدم منتظر یعنی چه؟ در هر حالتی نگاه کنید: اگر در خانه هستی، منتظر مهمانی؛ اگر یک هنگ است، منتظر بازرس و منتظر یک اعلام دفاع، اعلام جنگ، اعلام ورود یک فرمانده است؛ اگر یک شهر است، منتظر ورود شخصیتی است؛ اگر یک آدم است، منتظر ورود یک میهمان و یک دوست است(هرگونه انتظاری را نگاه کنید). منتظر بودن، یعنی "آماده" بودن، نه "واداده" بودن! منتظر، یعنی آماده، مجهز و مسئول. بنابراین، فلسفه‌ی انتظار، اعتقاد به جبر تاریخ و اطمینان‌دهنده‌ی به انسان، در هر شرایطی، است، و آنکه عدالت و حق، علی‌رغم تاریخ، در آینده به شکل انقلاب ناگهانی و به شکل یک قیام انتقام‌جویانه‌ی خونینی، که منتقم هم هست، صورت می گیرد، و نبردی است که در طول تاریخ، از آغاز، دست به دست، در دست انبیاء و دست به دست، در دست امامان شیعه، آمده. این جنگ، نسل به نسل و در برابر فرد فرد مطرح است، و علی‌رغم همه‌ی شرایط مایوس‌کننده، این پرچم در آینده جبراً پیروز است

مجموعه آثار ۲۰ / چه باید کرد؟ / ص ۳۴۹
+ نوشته شده توسط امیر در شنبه یکم مرداد 1390 و ساعت |
گاهي گمان نمي كني ولي مي شود، گاهي نمي شود، نمي شود كه نمي شود؛ گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است، گاهي نگفته قرعه به نام تو مي شود؛ گاهی گدای گدایی و بخت با تو نیست، گاهي تمام شهر گداي تو مي شود...!!

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 و ساعت |
سلام دوستان

یه دفعه بعد از چند سال یاد این وبلاگ افتادم و گفتم بد نیست یه مطلب داخلش بذارم

متن جالبیه  ولی با عرض پوزش نویسنده متن رو نمیدونم کیه!

ميخواهم بگويم ......
فقر همه جا سر ميكشد .......
فقر ، گرسنگي نيست .....
فقر ، عرياني هم نيست ......
فقر ، گاهي زير شمش هاي طلا خود را پنهان ميكند .........
فقر ، چيزي را " نداشتن " است ، ولي ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست .......
فقر ، ذهن ها را مبتلا ميكند .....
فقر ، بشكه هاي نفت را در عربستان ، تا ته سر ميكشد .....
فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......
فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......
فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....
فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....
فقر ، همه جا سر ميكشد ........
فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست ...
فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است ...

موفق باشید!

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه دهم آبان 1389 و ساعت |
با سلام

این یک ماه که من نبودم چند تا سفر زیارتی بودم که ان شا الله نصیب همه بشه و بتونند به اونجا بروند.

راستی مدینه که بودم به من زنگ زدند وگفتند که در جشنواره طلیعه ظهور توانستم در بین ۸۷۰ وبلاگ رتبه اول را کسب کنم .وبرنده یک سکه بهار آزادی شوم.

خیلی برام جالبه که سال قبل با اون یکی وبلاگم برنده کمک هزینه سفر حج شدم والآن هم با این وبلاگ توانستم برنده یک سکه شوم.خدا را شاکرم.

+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت |

به نام خدا

خدا را شاکرم که توانستم طی چند ماه وبلاگ رو اداره کنم.

وامروز هم صدمین پست وبلاگ مصادف شد با آخرین مطلب این وبلاگ.شاید این آخرین مطلبی باشه که براتون فرستم.من باشد چند مسافرت زیارتی که می خوام برم باید وبلاگ رو تعطیل کنم.

من فردا عازم مشهد و زیارت امام هشتم جد حضرت مهدی(عج)  امام رضا (ع) هستم سپس پس از چند روز از آن جا به قم وزیارت حرم حضرت معصومه و مسجد جمکران خواهم رفت.سپس به شهر خودم(شیراز) برمیگردم.

سپس اگر همه چیز طبق روال عادی خود بگذرد سوم شهریور باخانواده عازم حج عمره هستم.جایی که ۳ سال است منتظر دیدن آن هستم ولی در طی ۳ سال گذشته موفق به رفتن آن جا نشدم.ازآن جا نایب الزیاره شما دوستان خواهم بود.ان شا الله ۱۷ شهریور هم به شیراز بر می گردم.

خوب دیگه حلالم کنید .اگه هر بدی وخوبی از ما دیدید حلال کنید.

شاید هم بعد از سفر وبلاگ را به روز کردم البته همه چیز بستگی به خدا دارد تا ببینیم چه پیش می آید.

به دیگر وبلاگ هم یعنی وبلاگ صلوات کلید بهشت سری بزنید

خداحافظ. شاید برای همیشه

+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت |
از روايات مربوط به حضرت مهدى (ع ) استفاده مى شود كه حكومت اسلامى و جهانى اى را كه آن حضرت بپا مى كند از فرمانروائى سليمان و ذوالقرنين (ع ) با عظمت تر است كه برخى روايات بر اين موضوع صراحت دارد، مانند روايتى كه از امام باقر (ع ) نقل شده است كه فرمود:
((قلمرو فرمانروائى ما از زمامدارى سليمان بن داوود و حكومت ما از سلطنت او بزرگتر است ))
و روايت بعدى حاكى از اين است كه ابزار و وسائلى در اختيار آن حضرت خواهد بود كه در اختيار ذوالقرنين نبوده است و رواياتى كه دلالت دارد به اينكه آنچه از پيامبران به ارث مانده است از جمله ميراث سليمان در اختيار وى قرار دارد و دنيا نزد او همچون كف دست او خواهد بود.
زيرا قلمرو حكومت حضرت سليمان (ع ) شامل فلسطين و سرزمين شام بود و مصر و ماوراى آن يعنى قاره آفريقا را در بر نمى گرفت و به گفته روايات يمن تا هند و چين و ممالك ديگر نيز در قلمرو فرمانروائى وى نبوده است ، بلكه طبق روايات شهر استخر واقع در جنوب ايران نيز خارج از حيطه فرمانروائى آن حضرت بوده است در حاليكه طبق روايات ، حكومت حضرت مهدى (ع ) سراسر جهان را فرا مى گيرد بگونه ايكه هيچ آبادى نمى ماند مگر آنكه در آن شهادت به يگانگى خدا و گواهى به رسالت پيامبر (ص ) داده مى شود و روى زمين ويرانه اى نمى ماند مگر آنكه آباد مى گردد.
و از طرفى ، امكاناتى كه در اختيار مهدى (ع ) مى باشد بيش از امكاناتى است كه خداى سبحان در اختيار حضرت سليمان قرار داد چه آنهائى كه معجزه آسا و با عنايت الهى در اختيار وى قرار مى گيرد و چه آنهائى كه از لحاظ پيشرفت علوم و بهره بردارى از امكانات طبيعى از آن برخوردار مى گردد و اما از حيث زمان ، طبق روايات و گفته مورخان فرمانروائى سليمان (ع ) حدود نيم قرن طول كشيد و پس از وفات او در سال 931 قبل از ميلاد، انحراف بوجود آمد و دولت او از هم پاشيد و بين دو مملكت قدس و نابلس جنگ در گرفت .
گرچه روايات مربوط به مدت حكومت مهدى (ع ) در طول حيات او و پس ‍ از آن متفاوت است اما آنچه به اعتقاد ما مزيت دارد اين است كه حكومت جهانى حضرت ، تا پايان دنيا استمرار خواهد داشت و بعد از او، فرزندان وى كه ادامه دهندگان راه آن حضرت مى باشند به حكومت مى رسند، آنگاه بعضى از پيامبران و امامان اهل بيت (ع ) به دنيا باز مى گردند و تا پايان اين جهان حكمرانى خواهند كرد.
+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت |

در پى اين نبرد حضرت مهدى (ع ) با هفت كجاوه نور از نور وارد عراق مى گردد كه مردم نمى دانند كه وى در كداميك از آنهاست و ما آن را در مبحث نهضت ظهور بيان خواهيم كرد.
در نسخه خطى ابن حماد از على (ع ) روايت شده است كه فرمود: وقتى سواران سفيانى به سوى كوفه رفتند، گروهى را در جستجوى اهل خراسان مى فرستد و در اين حال اهل خراسان به طلب مهدى بيرون مى آيند آنگاه هاشمى با درفش هاى سياه در حاليكه شعيب بن صالح در پيشاپيش آنها حركت مى كند با امام مهدى ملاقات مى كند و همچنين آن حضرت در محل دروازه استخر با ياران سفيانى برخورد مى كنند و بين آنها نبردى بزرگ رخ مى دهد. در اين هنگام درفش هاى سياه آشكار مى شود و سواران سفيانى پا به فرار مى گذارند در اين بحبوحه مردم آرزوى ديدار مهدى (ع ) را داشته و او را مى جويند.
معناى جمله هاشمى با او ملاقات مى كند يعنى حضرت مهدى (ع ) و هاشمى خراسانى فرمانده نيروهاى ايرانى يكديگر را ملاقات مى كنند، چنانكه روايت بعدى صريحا بر آن دلالت دارد، يعنى گروههاى ايرانى در جستجوى امام مهدى (ع ) بيرون مى آيند تا با او بيعت نموده و در كنار آن حضرت ، عليه دشمنان به نبرد بپردازند. از اين رو متوجه جنوب ايران نزديك مرزهاى خشكى حجاز، از ناحيه بصره مى گردند، در اين هنگام است كه فرمانده آنها هاشمى خراسانى و سپاهيان وى با حضرت ملاقات مى كنند، به اين معنى كه امام مهدى ارواحنا فداه ، پس از آزاد كردن حجاز و حركت به سمت جنوب ايران ، با آنان ملاقات مى كند، آنگاه نبرد ياد شده با نيروهاى سفيانى كه روايت اشاره مى كند به اينكه آنها وارد جنوب ايران و عراق مى شوند، بوقوع مى پيوندد.. و شايد اين بار آنها نيروهاى خود را با نيروهاى غربى از طريق خليج فارس و بصره وارد نبرد مى كنند، چنانكه خواهد آمد.
روايتى ديگر در نسخه خطى ابن حماد ص 86 مى گويد:
سفيانى در جنگ خود در عراق ، لشكريانش را در سراسر جهان پخش مى كند.
و اين نكته نشانگر گستردگى و پراكندگى نيروهاى وى در عراق و مرزهاى ايران و عراق مى باشد كه فرض حضور نيروى دريائى سفيانى و هم پيمانان غربى وى را در خليج فارس تاءييد مى كند.
روايت ذيل آمدن حضرت مهدى (ع ) به جنوب ايران را بيان و نيز جنگ دروازه استخر يا كوه سفيد را توصيف مى كند. ولى متاءسفانه در متن روايت ، نوعى آشفتگى وجود دارد:
سفيانى لشكريان خود را پس از ورود به كوفه و بغداد در سراسر دنيا منتشر مى سازد و از ناحيه ماوراءالنهر، از اهل خراسان ، ترس و وحشتى به او مى رسد، آنگاه سپاهيان مشرق (به لشكريان سفيانى هجوم مى آورند و آنها را بقتل مى رسانند) وقتى اين خبر به او مى رسد سپاهى گران به استخر مى فرستد و در اين زمان (سفيانى و نيروهايش ) و حضرت مهدى (ع ) و هاشمى در كوه سفيد برخورد مى كنند و در آنجا بين آنها كارزارى چنان بزرگ بوقوع مى پيوندد كه سواران ، خون را به ساقهاى پاى اسبان خود مى رسانند.
روايت نخستين تاءثير شگرفى را كه در اثر شكست نيروهاى سفيانى در نبرد اهواز بوجود مى آيد، ياد مى كند كه در هواداران حضرت مهدى (ع ) در ميان ملتهاى مسلمان موجى بر پا مى كند بطوريكه براى پيوستن به آن حضرت و بيعت با وى دست به حركت و جنبش مى زنند.
در اين هنگام مردم آرزوى ديدار حضرت مهدى را مى كنند و او را جستجو مى نمايند
به هر حال ، روايات راجع به جنگ هاى سفيانى در عراق بعد از فرو رفتن لشكر او در منطقه حجاز، هر گونه كه باشد، آنچه كه در آن ترديدى نيست اين است كه بعد از اين حادثه ، وارد مرحله عقب نشينى و شكست مى گردد. و تمام سعى او صرف حفظ و نگهدارى قلمرو حكومت خود يعنى سرزمين شام و نيز تقويت آخرين خط دفاعى فلسطين و قدس و آمادگى در برابر حمله نيروهاى حضرت مهدى (ع ) مى شود.
روايات ، در مورد جنگهاى سفيانى با حضرت مهدى (ع ) و يارانش ، تنها به ذكر نبرد فتح بزرگ ، فتح مقدس و آزادى فلسطين مى پردازد كه جنگ پايانى وى خواهد بود و به شكست هم پيمانان يهودى و غربى وى مى انجامد.

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت |

پس از شكست نيروهاى سفيانى بدست زمينه سازان ايرانى و يمنى ، طبيعى است كه عراق تحت قلمرو حكومت حضرت مهدى (ع ) و ياران وى در مى آيد و شكست معجزه آساى مجدد سفيانى در حجاز عامل كمك كننده اى در تثبيت قدرت ياوران مهدى (ع ) در عراق مى گردد. بويژه روايات خاطرنشان مى سازد كه نيروهاى زمينه سازان ، پس از شكست قواى سفيانى ، در عراق مستقر مى شوند و جهت بيعت با امام مهدى (ع ) گروهى را به حجاز نزد آن حضرت مى فرستند. از امام باقر (ع ) روايت شده است كه فرمود:
((ياران درفش هاى سياه كه از خراسان به سوى كوفه مى آيند در آنجا فرو مى آيند و چون مهدى (ع ) ظهور مى كند گروهى را جهت بيعت بسوى او مى فرستند.))
همين روايت را ابن حماد در نسخه خطى خود روايت كرده :
((ياران درفش هاى سياه از خراسان به كوفه روى مى آورند و چون مهدى (ع ) در مكه ظهور نمايد، گروهى را جهت بيعت نزد وى مى فرستند.))
ولى با وجود عواملى كه ايجاب مى كند سفيانى در عراق بطور كلى شكست بخورد، رواياتى وجود دارد كه از درگير شدن نيروهاى وى در عراق سخن مى گويد و اين بار سفيانى با تنها نيروى امام مهدى (ع ) درگير مى شود در حاليكه آن حضرت ، شعيب بن صالح ، فرمانده نيروهاى ايرانى را به فرماندهى كل نيروهاى خود كه بخش عظيمى از آنان ايرانى و يمنى و از ساير سرزمين هاى اسلامى مى باشند، انتخاب مى كند.
برخى از روايات تنها از نبرد دروازه استخر ياد مى كند و آن را به عنوان جنگى بزرگ بين نيروهاى سفيانى و سپاهيانى حضرت مهدى (ع ) توصيف مى كند.
و استخر شهرى قديمى در جنوب ايران در منطقه اهواز است كه در صدر اسلام ، آباد بوده است و آثار آن نزديك شهر نفت خيز ((مسجد سليمان )) هنوز ديده مى شود. بلكه نقل مى كنند كه شهر استخر را حضرت سليمان پيامبر (ع ) بنا نمود و در فصل زمستان در آنجا حكمرانى داشته است و گويا مسجد سليمان ، مسجدى بوده است كه حضرت سليمان (ع ) آنرا ساخته است .
دو روايت وجود دارد كه محل گرد آمدن نيروهاى ايرانى را منطقه ((بيضاء استخر)) معين مى كند يعنى منطقه سفيد رنگى در شهر استخر و بنظر مى رسد كه همان بلنديهاى نزديك مسجد سليمان باشد كه به ((كوه سفيد)) معروف است . همچنين دو يا سه روايت ، خاطرنشان مى سازد كه هنگامى كه امام مهدى (ع ) از مدينه منوره به عراق عزيمت مى فرمايد نخست در بيضاء استخر فرود مى آيد و ايرانيها با آن حضرت بيعت مى نمايند و به فرماندهى امام مهدى (ع ) در آنجا وارد كارزارى سخت با لشكريان سفيانى شده و او را شكست مى دهند..

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت |

در صفحه 252 بحار درباره سفيانى چنين آمده است ((سفيانى با سپاهى انبوه وارد مدينه مى شود و در مستدرك حاكم ج 4 ص 442 آمده است ((كه اهل مدينه پيشاپيش حمله سفيانى از شهر خارج مى شوند
چنين بنظر مى رسد كه منصور ياد شده در روايت ، كه با حضرت مهدى (ع ) از مدينه خارج مى شود همان محمد نفس زكيه باشد كه از ياوران حضرت مهدى (ع ) است و حضرت او را به مسجدالحرام مى فرستد تا پيام آن بزرگوار را به گوش جهانيان برساند اما او را بقتل مى رسانند و احتمال دارد يكى ديگر از ياران مهدى غير از نفس زكيه باشد.
اينها نمونه هايى از روايات نبرد سفيانى در مدينه و تبهكاريهاى وى در آنجا بود، روايات ، در مورد جاهاى ديگر حجاز كه نيروهاى سفيانى در آن وارد شوند غير از مدينه و سپس تلاش براى ورود به مكه سخنى بميان نمى آورد.. و پيداست كه مدت اشغال شهر مدينه چندان طول نمى كشد تا آنكه تمام سپاه يا بخش عمده آنرا به مكه مى فرستد كه معجزه وعده داده شده رخ مى دهد و تمام آنها در نزديكى مكه در زمين فرو مى روند. و در برخى از روايات ، باقى ماندن لشكريان سفيانى در مدينه را تنها چند روز ذكر مى كند، ولى ظاهرا مراد از آن مدت ورود سفيانى به مدينه و كارهاى ناشايست وى در آنجاست نه زمان اقامت نيروهاى سفيانى در مدينه يا نزديك آن .
روايات در مورد بزمين فرو رفتن سپاهيان سفيانى در منابع مسلمانان ، بسيار و متواتر است و شايد مشهورترين آنها در منابع اهل سنت ، روايتى باشد كه از ام سلمه روايت شده كه گفت :
پيامبر خدا (ص ) فرمود: پناهنده اى به خانه خدا پناه مى برد آنگاه لشكرى به سوى او فرستاده مى شود تا آنكه به بيابان مدينه مى رسند و آنجا در زمين فرو مى روند

و صاحب مجمع البيان مى گويد:
ابوحمزه گفت : از على بن حسين و حسن بن على (ع ) شنيدم كه آن دو بزرگوار مى فرمودند: مراد از آيه ياد شده ، لشكر بيابان است كه از زير پايشان گرفتار مى شوند (زمين آنها را در كام خود فرو مى برد.

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت |

به خواست خدا بزودى درباره نهضت ظهور مقدس حضرت مهدى (ع ) سخن خواهيم گفت و نيز به بررسى كشمكش سياسى در حجاز مى پردازيم كه بنا به نقل روايات ، بدنبال كشته شدن ، عبدالله حاكم حجاز و اختلاف بر سر فرمانروائى بعد از او و درگيرى بين قبايل حجازى بر سر حكومت ، بوجود مى آيد.. و اين كشمكشها حكومت حجاز را چنان ضعيف مى گرداند كه حضرت مهدى (ع ) نهضت خويش را به آسانى در مكه آغاز و شهر را از سلطه بيدادگران آزاد و حاكميت خود را بر آنجا تثبيت مى كند.
در اين برهه وقتى حكومت حجاز، خود را از شكست دادن نهضت حضرت مهدى (ع ) عاجز و ضعيف مى بيند اين حكومت و يا دولتهاى بزرگ ، سفيانى را وادار مى سازند كه دست به اين امر مهم بزند، وى نيروهاى خود را نخست به مدينه منوره و سپس به مكه مكرمه گسيل مى دارد.. در اين هنگام حضرت مهدى (ع ) به مسلمانان و به جهان اعلام مى دارد كه در انتظار وقوع معجزه ايست كه به زبان پيامبر، وعده داده شده است و آن فرو رفتن سپاه سفيانى در بيابان نزديك مكه است ، پس از اين معجزه آن حضرت نهضت مقدس خويش را ادامه خواهد داد.
بلكه بعيد نيست ، ترجيح اين مطلب كه در برخى روايات آمده است . و آن اينكه فراخواندن نيروهاى سفيانى به حجاز بويژه مكه و مدينه قبل از شروع نهضت ظهور مهدى (ع ) اتفاق مى افتد و سپاه سفيانى در جستجوى حضرت مهدى (ع ) و يارانش وارد مدينه منوره گرديده و در آنجا به ارتكاب جناياتى دست مى زند. در اين زمان حضرت در مدينه بسر مى برد، آنگاه مانند روش موسى (ع ) با اضطراب از مدينه خارج گرديده و رهسپار مكه مى شود، سپس خداوند متعال ، اجازه ظهور به آن حضرت مى دهد.
روايات در منابع شيعه و سنى ، ورود لشكر سفيانى را از ناحيه عراق و شام به مدينه منوره هجومى سخت و ويرانگر توصيف مى كند، بطوريكه وى هيچ مقاومتى در برابر خود نمى يابد. و او با ياران مهدى (ع ) و شيعيان اهل بيت (ع ) در كشتار و نابودى زن و مرد بزرگ و كوچك همانگونه كه در عراق عمل كرد عمل مى كند! بلكه از روايات استفاده مى شود كه حمله سفيانى در مدينه سخت تر خواهد بود، در نسخه خطى ابن حماد از ابن شهاب نقل است كه :
سفيانى خطاب به فرماندهى كه با سواران خود وارد كوفه مى شود، بعد از آنكه آنجا را سخت پايمال مى كند، مى نويسد و او را ماءمور به حركت بسوى حجاز مى سازد، او روانه آن سامان مى شود و دست به كشتار قريش مى زند، چهار صد مرد از آنان و از ياران مهدى را مى كشد و شكمهاى زنان را مى درد و فرزندان را بقتل مى رساند و دو برادر از قريش را كشته و يك مرد و خواهرش بنام محمد و فاطمه را بر درگاه مسجد مدينه به دار مى آويزد.

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت |